تبلیغات
کنکور آباد - آموزش-مصدر
تاریخ : سه شنبه 6 فروردین 1392 | 10:42 ق.ظ | نویسنده : آریا عظیمی نژاد

اهداف یادگیری:

مصدرآشنایی با مصدر و ساختمان آن

مصدرآشنایی با انواع مصدر در فارسی امروز

مصدر چیست ؟

مصدر در زبان فارسی اسم محسوب می شود زیرا می تواند از نظر نحوی همه ی نقش های اسم را بپذیرد و وابسته هایی چون صفت و مضاف الیه و سایر وابسته ها را بگیرد.

مصدر در عین حال وجوه مشترکی با فعل دارد، بدین معنی که می تواند مفعول داشته باشد و در صورتی که فعل آن گذرا باشد، متمم و قید با آن ها بیاید؛ مانند : « کسی را آزردن، آهسته آمدن، به خانه رسیدن ».

مصدر گونه هایی دارد که عبارتند از : مصدر کامل، مصدر جعلی، اسم مصدر و حاصل مصدر.

ساختمان مصدر:

بن ماضی+ ن مصدر گفت + ن مصدر گفتن

انواع مصدر در فارسی امروز:

مصادر فارسی امروز را از نظر ساخت می توان به 9 گروه زیر تقسیم کرد:

1) ریشه ی فعل + عنصر آوایی « است » + نشانه ی مصدر

مصدرهستن

2) ریشه ی فعل + عنصر آوایی « ایست »+ نشانه ی مصدر

مصدرنگریستن

3) ریشه ی فعل + عنصر آوایی « است ( همزه با کسره خوانده می شود ) »+ نشانه ی مصدر

مصدرتوانستن / دانستن

4) ریشه ی فعل + عنصر آوایی « ست » + نشانه ی مصدر

مصدرآراستن/ گریستن/ شستن/ رستن/ جستن

5) ریشه ی فعل+ عنصر آوایی « ت» + نشانه ی مصدر

مصدرکاستن/ بستن/ رستن/ کاشتن/رفتن/ جستن

6) ریشه ی فعل + عنصر آوایی « آد» + نشانه ی مصدر

مصدرافتادن/ ایستادن/ نهادن

7) ریشه ی فعل + عنصر آوایی « اد ( همزه با فتحه خوانده می شود ) » + نشانه ی مصدر

مصدرآمدن

8) ریشه ی فعل + عنصر آوایی « اید » + نشانه ی مصدر

مصدرباریدن/ پوشیدن

9) ریشه ی فعل + عنصر آوایی « د » + نشانه ی مصدر

مصدرآسودن/ بخشودن/ کردن

مصدر جعلی

مصدری است که از اسم فارسی یا مصدر عربی به اضافه ی « یدن » ساخته می شود؛ مانند:

مصدرطلب + یدن = طلبیدن

مصدرجنگ + یدن = جنگیدن

مصدرفهم + یدن = فهمیدن

مصدردرنگ + یدن = درنگیدن

از این گونه مصدرها می توان بن ماضی و بن مضارع ساخت و در ساختن برخی از کلمات مشتق به کار گرفت. به عنوان مثال از بلعیدن می توان بلعنده ( صفت فاعلی ) و بلعیده ( صفت مفعولی ) و بلعیدنی ( صفت لیاقت ) ساخت.

مصدر مرخم

هرگاه نشانه ی مصدری « ن » از مصدر حذف شود ولی مفهوم آن در کلمه باقی بماند، مصدر مرخم نامیده می شود. مصدر مرخم معادل بن ماضی است و دارای ساخت های زیر می باشد:

1) بن ماضی â†گ بی برگ از این بیش نتوان نشست.

2) بن ماضی + و + بن ماضی مصدر گرفت و آمد

3) اسم یا پیشوند + بن ماضی مصدر پیش + رفت مصدر پیش رفت

4) صفت + بود ( بن ماضی بودن ) به + بود مصدر بهبود

5) صفت + بن ماضی مصدر خوش + آمد مصدرخوش آمد